عزت الله مولايى نيا همدانى
94
نسخ در قرآن ( فارسى )
مقصود او را تشكيل مىدهد « 1 » . ولى اين گفته پذيرفته نيست ؛ زيرا : 1 - در قالب تخصيص ، تقييد ، استثنا و . . . امر و . . . كلام پيشين نه اينكه مقصود متكلم نيست ، بلكه ظهور معناى مقصود از آن ، پس از شنيدن « قيد » است ، اعم از اينكه قيد ، خاص باشد و يا مستثنا و يا قيد و يا امر ديگر ، ولى در نسخ از آغاز معلوم است . 2 - داستان كاربرد واژهء پديدهء « نسخ » در فرا مفهومى از قبيل : تخصيص ، تقييد و . . . در مورد صحابه و تابعين تا عصر آغازين تدوين ، حتى مدتى هم از عصر تدوين در نوشتارهاى آغازين مسلم است ، اما ائمهء اهل بيت - عليهم السلام - طبق گزارشهاى مستند حديثى و تاريخى ، اين پديدهء دينى را تنها در معناى حقيقى آن به كار بردهاند ، در گزارشهاى خبرى متعددى كه از امير المؤمنين - عليه السّلام - و ديگر امامان پاك خاندان وحى - عليهم السلام - در بخشهاى « ارزش و اهميت نسخ و بحث پيشينهء تاريخى نسخ » ارائه نموديم ، به روشنى نشان مىداد كه ائمهء اهل بيت - عليهم السلام - « نسخ » را در همان مفهوم واقعى امروز به كار مىبردند به خصوص امير المؤمنين - عليه السّلام - كه در بسيارى از موارد ، « ناسخ و منسوخ » را در برابر محكم و متشابه ، عام و خاص ، ظاهر و باطن . . . به كار برده است « 2 » .
--> ( 1 ) مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 73 ، فقره 98 ، به نقل از شاطبى ، الموافقات ، ج 3 ، ص 65 . ( 2 ) ر . ك : سيد رضى . نهج البلاغة ، صبحى صالح ، پيشين ، ص 44 ، خطبه اول ( بخش قرآن ) از جملهكتاب ربكم فيكم مبيّنا حلاله و حرامه ، فرائضه و فضائله و ناسخه و منسوخه و رخصه و عزائمه و خاصّه و عامّه . . . ؛ و محكمه و متشابهه . . . » « قرآنى را كه در ميان شماست ، حلال و حرام و فرايض ( احكام ) و فضايل و ناسخ و منسوخ ، مباحات و محظورات ، خاص و عام و محكم و متشابهش . . . را خداوند براى شما بيان كرده است » و باز ر . ك : سليم بن قيس هلالى ، پيشين ، صص 103 - 108 . محمد باقر مجلسى ، پيشين ، ج 92 ، ص 98 ، ح 69 ، به نقل از كمال الدين ، صدوق ، ج 1 ، ص 401 در مورد احاديث أمير المؤمنين - عليه السّلام - جهت اطلاع بيشتر ر . ك : سيد محمد باقر ابطحى ، جامع الاخبار و الآثار ، ج 1 ، چاپ اول . قم : انتشارات مؤسسهء امام المهدى - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - ( 1411 ه . ق ) ، ص 464 ، ح 30 به نقل از بصائر الدرجات ، ص 135 ، ج 3 . بحار الانوار ج 40 ، 137 ، ح 31 و ج 92 ، ص 87 ، ح 23 و مستدرك الوسائل ج 4 ، ص 216 ، ج 2 . نور الثقلين ، ج 5 ، ص 554 ، ح 8 و ص 560 ، ح 40 . و بحار الانوار ج 18 ، ص 216 ، ح 48 . عياشى ، تفسير عياشى ، پيشين ج 1 ، ص 14 ، ح 1 . سيد هاشم بحرانى ، پيشين ج 1 ، ص 16 ، ح 13 و ج 4 ، ص 376 ، ح 8 .